پایگاه جامع فیلمنامه کوتاه

فیلم نامه کوتاه مرگ اجباری

مرگ اجباری

نویسنده : محمد آوینی



روز – داخلی- آپارتمان
پسر جوان کاغذی روی تخت خود می گذارد و به سمت در خروجی حرکت میکند.در حال رفت پایش به میز میخورد و در هنگام خارج شدن لباسش به دستگیره در گیر میکند.

روز - خارجی - پشت بام

پسر در پشت بام را میبندد و لباسش لای در میماند. خود را به لب بام میرساند در یک لحظه تمام خاطره های زندگی اش در ذهنش رد میشود (صدای گریه کودکی و قهقه های دختری و...)خود را کاملا اماده کرده و چشم هایش را میبندد و در اثر فشار کاغذ هایی که در دستش بود مچاله میشود و خودش را در آسمان رها میکند در لحظه ی پرتاب خود پشیمان میشود و لبه سنگ را میگیرد سنگ میشکند در طبقه پایین دستش را به پنجره کوچکی  میگیرد دستش لیز میخورد و به سرعت به پایین می آید در طبقه 13 محکم به لبه پنجره ی بزرگی برخورد میکند و محکم پنجره را میگیرد همچنان که ترس در صورتش داد میزند خون را از دهانش بیرون پرت میکند چند دنده اش شکسته شده و آثار درد در چشمانش هویداست. پنجره که داغون شده بود در اثر ضربه پیچ هایش  شکسته شده بود و توان تحمل او را نداشت. دست خود را به زحمت به داخل اتاق میرساند پنجره ناگهان رها میشود و تعادل خود را از دست میدهد و با پنجره به سمت زمین  میروند.

روز - خارجی - پشت بام

باد دارد کاغذ مچاله شده را تکان میدهد.صدای امبولانس به گوش میرسد و عکسی که متعلق به پسر است و جواب آزمایش سرطان و برگه ی احضاریه طلاق.
 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۳/۱۰ساعت 22:13  توسط مدیر  |