پایگاه جامع فیلمنامه کوتاه

فهرست پایگاه


+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۷/۱۵ساعت 12:22  توسط مدیر 

آموزش درست دیدن

با سلام و ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام عزاداری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین .ع.

مدت زیادی بود که مطلب جدیدی در وبلاگ قرار نگرفته بود. علیرغم پیگیری دوستان و بازدیدهای روزانه شما علاقه مندان به فیلمنامه نویسی تنها و تنها فیلمنامه های کوتاه در سایت قرار می گرفت. همچنین برخی ادعا کرده بودند که از وقتی دوره آموزش آنلاین در این وبلاگ راه اندازی شده دیگه آموزش های عمومی فیلمنامه نویسی هم تعطیل شده و به خاطر دریافت پول از هنرجوها ، پست های آموزشی هم قطع شده است. در پاسخ باید بگم اولا بنده اگر مطلبی رو بلد باشم وظیفه خودم می دونم که اون رو با دوستان خودم در اشتراک بذارم. که ذکات علم، انتشار آن است. این دوره آموزش آنلاین هم که خداروشکر با پیگیری و تلاش چندین هنرجوی فعال و با استعداد به کار خودش ادامه میده از اون جهت شهریه داره که بنده شبانه روز در حال پاسخگویی و مشاوره به عزیزان هستم. وگرنه مطالب آموزشی به صورت مفصل تر در کتاب های تخصصی پیدا میشه اما اینکه کسی ایده، یا نوشته های شما رو مطالعه کنه و نقاط قوت و ضعفش رو تشخیص بده و راه اصلاح اون رو بگه به این راحتی پیدا نمیشه!

اما از این حرفا که بگذریم بر آن شدم که به امید خدا سیر نکات آموزشی رو از سر بگیرم تا بلکه کمک کوچکی به فیلمنامه نویس های تازه کار و علاقه مندان فیلمنامه نویسی کرده باشم.

.

.

هنر درست دیدن

 

فیلمنامه در واقع ترکیبی از واقعیتها و تخیلات نویسنده است. هر فیلمنامه ای که نویسنده ای می نویسد بدون شک حتی اگر تخیلی درش بکار نرفته باشد نمی تواتد از واقعیت سرچشمه گرفته نشده باشد. در واقع رخدادهای پیرامون ماست که جرقه داستان را می زند. حتی نویسنده ها بسیار تلاش می کنند تا حد ممکن روابط افراد و نحوه مکالمه آنها با یکدیگر واقعی جلوه کند. بسیاری از فیلم های معروف را می شناسم که یک صحنه یا چند صحنه آن که توسط نویسنده مشاهده شده است ، جرقه کل داستان را زده است.

اما چطور باید از واقعیت برای فیلمنامه نویسی الهام گرفت؟ پاسخ ساده است: با درست دیدن.

نویسنده، به خصوص فیلمنامه نویس(چون او چیزی می نویسد که قرار است به تصویر کشیده شود) باید به اطراف خود با نگاهی خریدارانه نگاه کند. او باید از کوچک ترین اتفاقات پیرامونش هم نگذرد. کم کم و با تمرین زیاد است که متوجه می شود چه چیزی مناسب فیلمنامه است و چه چیزی نه. 

یک فیلمنامه نویس نمی تواند بی تفاوت و مانند سایر مردم ببیند. او دنبال این است که از هرچه می بیند داستانی خلق کند. بعد تر حتی او در ذهنش اتفاقات را روایت هم می کند. این روایت نویسنده که از ابتدایی ترین تمرین های فیلمنامه نویسی است را گزارش نویسی می گویند. یک فیلمنامه نویس همیشه و در همه جا در ذهن خود در حال گزارش نویسی است. او کوچکترین اتفاقات مثل شیرین کردن استکان چای صبحانه یا کلید انداختن در قفل و باز کردن درب منزل را چنان با جزئیات و دقیق می بیند که می تواند در باره هر کدام نصف صفحه مطلب بنویسد. 

اگر واقعا به دنبال این هستید که یک فیلمنامه نویس موفق شوید از همین الآن شروع کنید و با دقت به همه چیز نگاه کنید. سعی کنید جزئیات رو از دست ندهید. چند هفته قبل در یک روز گرم تابستانی بود که در حال رانندگی در میدانی شلوغ در تهران با سرعت از کنار مردی رد شدم. در ابتدا چون در حال رانندگی بودم به مرد دقت نکردم اما چشمانم ناخودآگاه متوجه تفاوتی شده بود که به من هشدار میداد. هر چند از آنجا دور شده بودم اما در ذهن خودم ظاهر مرد را مرور کردم. مرد میانسالی با موهای جوگندمی که بی هدف در بین ماشین ها راه می رفت. نکته جالب این بود که مرد در آن هوای گرم کاپشن ضخیمی پوشیده بود. سریع این سوال به ذهنم رسید که چرا؟ خب دلایل مختلفی می توانست داشته باشد اما من به خودم چواب دادم چون او از درون احساس سرما می کند. کمی تخیل کردم و گفتم باید اتفاق وحشتناکی برای او افتاده باشد که او را در آن زمان سر زمستانی ثابت نگه داشته باشد. اتفاقی که در سرمای سختی برایش پیش آمده و او را دیوانه کرده است. باز تخیل کردم و به خود گفتم در آن سرمای سخت در خارج از شهر چه اتفاقی برای او افتاده است؟ شاید مجبور شده برای ساعتی کودک شیرخوارش را برای اینکه طعمه گرگها نشود به شاخه ای آویزان کند ولی وقتی برگشته اثری از کودکش پیدا نکرده. او آن روز و روز بعد و روزهای بعد را در کوهستان به دنبال کودکش گشته است تا دیوانه شده است. او سالهاست که فکر می کند در آن کوهستان به دنبال فرزندش می گردد. اما سوال های دیگری پیدا می شود: چرا مجبور شده کودکش را رها کند؟ از چیزی فرار می کرده؟ اگر بعد از گذشت این سالها فرزندش زنده باشد چه؟

همانطور که می بینید وقتی ایده ای مطرح می شود سیل سوالها جاری می شود. و پاسخ به این سوالهاست که داستان را شکل می دهد. در آن میدان شلوغ مطمئنم حتی عابرین پیاده هم به آن مرد دقت نمی کردند. چه رسد به راننده ها. مثالهای زیادی از همین موارد می توانم برایتان بزنم که یک فیلمنامه چطور از یک پلان واقعی رشد کرده است.

قدم اول در باورپذیری داستان و شخصیت هم همین است که نویسنده آن را هم آوا با دنیای حقیقی پیرامون نگاشته باشد. و برای این مهم باید ابتدا به دنیای اطرافش خوب نگاه کند. باید درست ببیند.


برچسب‌ها: فیلمنامه, آموزش, فیلمنامه نویسی, درست دیدن
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۵/۰۷/۱۶ساعت 3:15  توسط مدیر  |